1- سوايق انقلابي و مبارزاتي ميرحسين موسوي چيست؟
2- آيا ميرحسين موسوي نخست وزير حضرت امام (ره) بود؟
مير حسين موسوي متولد 1320 مي باشد. 
در زمان انقلاب يعني سال 1357 ايشان 37 ساله بوده است. اکثر انقلابيوني که در اين سنين بوده اند سابقه مبارزاتي دارند و پرونده آنها در ساواک موجود است. در سازمان اسناد انقلاب اسلامي،پرونده هاي افرادي که توسط ساواک تحت شکنجه و حتي بازجويي قرار گرفته اند موجود است. ميرحسين موسوي هيچ گونه پرونده اي در ساواک نداشته است و همچنين همسرش خانم زهرا رهنورد همینطور.
تنها سابقه انقلابي که از اين دو در اذهان است نمايشگاه نقاشي به اسم موش و گربه است که در دانشگاه تهران در سال 1353 داير شد و از نظر مردم داراي مفاهيم ضد سلطنتي و ضد شاه بود.مهندس موسوي با نام حسين رهجو و همسرش زهره کاظمي با نام زهرا رهنورد اين نمايشگاه را داير کرده بودند.پدر خانم زهره کاظمي(زهرا رهنورد) از اميران ارتش شاه بود و از خانواده متمولي بودند.
آقاي ميرحسين موسوي قبل از انقلاب با پسر مهندس بازرگان و يکي از فعالان انقلابي گروه مارکسيسم، شرکتي به اسم شرکت سمرقند داير کردند. که پس کشته شدن آن انقلابي مارکسيسم در درگيري با ساواک و رفتن پسر بازرگان به خارج از ايران، آقاي موسوي شرکت را تعطيل کرد.
در زمان رژيم ستم شاهي، کوچکترين مبارزه با شاه و يا ظن بد داشتن ساواک به فرد وي را از بسياري از مضايا محروم مي کرد. آقاي موسوي در سال 1353 به عضويت هيات علمي دانشگاه ملي درآمد که براي اين امر حتما بايد ساواک به دانشگاه تاييديه مي داد که اين فرد صلاحيت لازم را دارد و بنا بر اين مبنا ايشان تا آن زمان حتي يک سيلي هم از ساواک نخورده بودند!
به عنوان مثال ، دکتر شريعتي پس از اخذ مدرک دکتري و بازگشت به ايران، چون مورد تاييد ساواک نبود در يکي از روستاهاي دور افتاده نزديک سبزه وار اجازه تدريس گرفت.
و اما در مورد نخست وزيري ميرحسين موسوي:پس از شهادت آقاي رجايي و نخست وزيرش آقاي باهنر، حزب جمهوري اسلامي از آقاي خامنه اي خواستند که کانديداي رياست جمهوري شوند. ايشان پذيرفتند و نود چهار درصد آرا را به خود اختصاص دادند و رييس جمهور ايران شدند.
بر طبق نوشته هاي آقاي هاشمي در کتاب خاطراتشان:
آقاي هاشمي رفسنجاني خدمت حضرت امام رسيدند تا از نظر امام در مورد انتخاب نخست وزيري جويا شوند. نظر حضرت امام (ره) آقاي ولايتي بود. اما آقاي هاشمي در کتاب ذکر کرده اند که اعضاي حزب جمهوري چندين بار پيش من آمدند و تاکيد داشتند که با نخست وزيري آقاي ميرحسين موسوي موافقند. آقاي ولايتي از مجلس راي اعتماد نميگيرند و آقاي هاشمي خدمت حضرت امام مي رسند و عرض مي کنند که اعضاي حزب نظرشان روي آقاي موسوي است و اين بار هم امام (ره) مي فرمايند که با نخست وزيري آقاي مهندس غرضي موافقندو مجلس بررسي نمايد.
آقاي هاشمي در کتاب خاطراتشان نوشته اند که به حضرت امام عرض کردم که کتبا نظرتان را اعلام نفرماييد چون ممکن است مانند دفعه قبل ايشان راي اعتماد نياورند. چندين بار به طور مداوم اعضاي حزب با آقاي هاشمي جلسه مي گذارند و روي نخست وزيري مهندس موسوي تاکيد مي کنند و در نهايت هم حضرت امام (ره) با اين قضيه موافقت مي نمايند.
آقاي ميرحسين موسوي در دوران نخست وزيري مرتب با آقاي هاشمي جلسه داشتند و با ايشان هماهنگيشان بيشتر بود تا با رييس جمهور. سند هم آنکه در خاطرات آقاي هاشمي جلسات ذکر شده و مثلا گفته شده که محسن رضايي براي جبهه 1000 سکه بهار آزادي مي خواست، به نخست وزير گفتم بدهد!!! اين يعني نخست وزير تحت امر آقاي هاشمي يوده اند.
چهار سال اول رياست جمهوري حضرت آقاي خامنه اي تمام مي شود. آقاي خامنه اي خدمت حضرت امام مي رسند و عرض مي کنند که اگر امام اجازه دهند اين دور براي رياست جمهوري کانديدا نشوند و دليلشان هم اين بوده که چون در انتخاب نخست وزير ، رييس جمهور دخالتي ندارد، ايشان با نخست وزير انتخابي هماهنگي ندارند و بنابراين نمي توانند برنامه هاي مورد نظرشان را به خوبي اجرا نمايند.
حضرت امام (ره) فرمودند، شما کانديدا شويد انتخاب نخست وزير را به رييس جمهور واگذار مي کنيم.
حضرت آقا کانديدا مي شوند و براي دومين بار، با آراء اکثريت رييس جمهور مي شوند.
هنگام انتخاب نخست وزيري، محسن رضايي فرمانده وقت سپاه ، خدمت حضرت امام مي رسد و با ارايه ي تحليلي عرض مي کند که اگر ميرحسين موسوي نخست وزير نشود بر روحيه رزمندگان تاثير بدي خواهد داشت. بر طبق تحليل ارايه شده حضرت امام مي پذيرند و مير حسين موسوي براي بار دوم نخست وزير مي شود.
در کتاب خاطرات آقاي هاشمي ،پس از انتخاب ميرحسين به عنوان نخست وزير براي بار دوم، آقاي هاشمي ذکر کرده اند که من اکنون در معذوريات اخلاقي نسبت به آقاي خامنه اي قرار دارم، چرا که ما به ايشان قول داديم که نخست وزير را خودشان تعيين کنند و با اين شرايط ايشان قبول کردند کانديداي رياست جمهوري شوند.
و ماجراي استعفاي ميرحسين موسوي در سال : 1367
در سال 1367، مهندس ميرحسين موسوي نخست وزير وقت، به دليل آنکه 3 نفر از وزيران کابينه اش را مجلس وقت استيضاح کرده بود، از سمت خود استعفا کرد.
شما وقتي مي خواهيد استعفا بدهيد به رييس خود استعفا مي دهيد. اگر بالفرض با رييس مشکل داشته باشيد به مسوول بالاتري استعفا مي دهيد.
حضرت امام (ره) رهبر انقلاب اسلامي و حضرت آقاي خامنه اي رييس جمهور وقت، هر دو استعفاي ميرحسين موسوي را از راديو شنيدند!!
رييس راديو در آن زمان آقاي محمد هاشمي برادر آيت الله هاشمي رفسنجاني بود. متن استعفا نامه موسوي قبل از ارايه شدن به مقامات، از راديو قرايت شد !
نکته بدي که در اين استعفا نامه وجود دارد اين است که ميرحسين موسوي نامه خود را با اين مضمون شروع کرده است:
ملت قهرمان ايران ...
يعني نه خطاب به رهبر انقلاب و نه خطاب به رييس جمهور وقت، بلکه به سبک مصدق در زمان مشروطه خطاب به ملت ايران استعفا کرد.
که حضرت امام (ره) فرمودند که من موسوي و غيره و شخص برايم مهم نيست . براي من کيان ملت اسلام و حکومت اسلامي مهم است. و از آن پس پست نخست وزيري از قانون اساسي حذف شد.